تبلیغات
هنر و ادبیات مانا

فاصله

من ماندم و این کهنه چراغی که ندارم
پر شد دلم از حسرت باغی که ندارم


یاران همه در گلشن و گلزار نشینند
من خوش به دمی روز فراغی که ندارم


در مملکت فاصله ها گم شده ام من
از قافله و قبله سراغی که ندارم

در ها همه از پنجرها هی گله دارند
من از درو از پنجره داغی که ندارم


درد من ازان یکسره دیوار بتون است
راضی به پر پیر کلا غی که ندارم


مشکل بشود پر زد ازاین فاصله ی سرد
یا دل بدهم به چلچراغی که ندارم

فرید عباسی

تاریخ ارسال : بیست و سوم مرداد 94 09:53 ق.ظ | نویسنده : فرید عباسی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : نوزدهم آذر 94 02:59 ب.ظ
با سلام ...
وبلاگ خوبی دارید...
درود بر شما...
به من هم سری بزنید..

فرید عباسی

تاریخ ارسال : بیست و دوم آبان 94 10:41 ق.ظ
سلام و درود



در مملکت فاصله ها گم شده ام من ....


مانا باشید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.