تبلیغات
هنر و ادبیات مانا

آدم

زخمی دردی عجیبم میروم مرهم کنم
یا اگر شد روی غم را در حضورت کم کنم


گرد وخاک کوچه هارا با نگاهم شسته ام
صبح روشن را به چشمم مملواز شبنم کنم


دیدم امشب در نگاهت پشت این تور بلند
دردسرهایی که باید با دلم همدم کنم


ناله میخیزد ز موجم من هوایی گشته ام
حیف من باید هوارا صرف نامحرم کنم


ایکه با دیدار خود مشکل پسندم می کنی
کرده ای کاری که پیش مه رخان سرخم کنم

من که از بام نگاه آن حوا افتاده ام
میروم تا بار دیگر خویش را آدم کنم


تاریخ ارسال : بیست و یکم مرداد 94 08:52 ق.ظ | نویسنده : فرید عباسی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : پنجم آبان 94 07:42 ب.ظ
درود..

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.