تبلیغات
هنر و ادبیات مانا

نقدی كوتاه بر جشنواره باوه ژیره

 

نقدی   بر  جشنواره   باوه ژیره 

 

   

یكی از قدمهای بزرگی كه در این دهه برای رشد و توسعه ی ادبیات كودكان برداشته شد زحمات شایسته ی دوستی عزیز و هنرمندی آرام و متین جناب آقای محمدی  و همكارانش بود كه باوه ژیره را پس  از پیمودن راه ناهمواری كه عده ای مانند هر طرح نوی كه حتما باید درراهش سنگ بیندازند ..! به عرصه ی وجودی دوباره آوردند .

دراین راستا اولین برگزاری جشنواره ی شعر و داستان كردی باوه ژیره نقطه ی عطفی بر ادبیات كودكان به زبان هزار زبانه ی كردی بود ...

با وجوداینكه نمی توان بر اصل جشنواره خرده گرفت اما نكاتی را پس از جشنواره و اتمام آن بنده از آن برداشت كردم كه خواستم دوستان شاعران و نویسندگان وادی كودك به آن توجه نمایند

و همگان بدانند و كمی بیاندیشند كه باز هم این سنبل زیبای ادبیات كودكان به آسانی به بیراهه نرود .

1-   ادبیت كودك تعریف مشخص خود را دارد و افرادی  كه در آن جشنواره بودند و به عنوان سخنران دعوت شده بودند بسیاری از نكات را بیان نمودند  گرچه برخی از آن گفتار ها در ادبیات كودكان راهی ندارد مثلا از اینكه بكوییم نباید خط فكری ایدولوژی و تعلیم و آموزش فرایتد های اجتماعی  در شعر كودك باشد ...! پس دوست عزیز باید چی در ادبیات كودكان باشد ..!؟ . این در راستای همان شعار مندرس و كهنه ی هنر برای هنر بود كه آن بزرگواران می خواهند وادی كودكان را هم به آن سو سوق دهند

2-   زبان كودك مشخص است باید با طبیعت و الهام از چیزهایی كه كودك درك می كند گفته شود در پایان یكی از بند های گفتمان اختتامیه آن بود كه نباید از زبان جانوران و طبیعت برای كودكان حرف زد و من نمی دانم پس باید چكار كرد؟  آیا باید از فلسفه ی اشراق یا مكتب نو گرایی  و یا جامعه شناسی و روانشناسی با زبان كودك حرف زد از آنجایی كه یكی از شاخصه های مجزای ادبیات كودكان  این است كه ما شعررا از زبان كودك بگوییم نه برای كودك پس هیچ جای بحثی ندارد كه باید  در شعر و داستان كودك از جانوران طبیعت وآنچه برای او ملموس است  ... حرف زد و از زبانی كه خوش آیند كودك است گفتگو كرد نه اینكه آن را كهنه و قدیمی پتداشت ...! مهم آن است كه مفهوم را تازه كرد

3-   در داوری اشعار با كمال تاسف از افرادی استفاده شده بود كه   قدم چشمگیری  خود در راستای ادبیات كودكان برنداشته و بسیاری از آنان از شاعران سپید گوی و نو گرای ادبیات فارسی بودند نه كردی و حتی كتاب قابل ملاحظه ای  هم در زمینه ی كودك نداشتند و هیچ شناخت و همپایی در مسیر ادبیاتشان با دنیای كودك وجود نداشت و با كمال تعجب داور مسابقه ی كودك بودند...! .و آنهایی كه  آثار كودك داشتند و در این راستا تلاش نموده بودند تنها به عنوان سخنران دعوت شده بودند...!

لذا داوری اشعار را بنا بر سیلیقه و شناخت خود از شاعران ارائه نمودند نه شناخت اشعار و داستانها  حتی برخی از افراد ی كه تندیس گرفتند خود متعجب بودند كه چگونه این تندیس به آنان تعلق گرفت ...!

 

4-   در این جشنواره بسیاری را دعوت نموده بودند كه از شاعران بسیار توانا بودند ولی حتی اسمشان هم در لیست نبود و این گزینش بسیار جالب بود  ..! شاعرانی كه اشعار كودكانه ی بسیار محمكی داشتند و تنها آنان را از راه دور به انجا كشیدند كه سالن پر شود ...!

5-    بسیاری از سخنرانی ها تنها به نام كودك بود در حقیقت ترجمه و تعریف شعر بزرگسالان بود تمام قواعدی كه در شعر بزرگسالان باید باشد در همان راستا قرار گرفت در صورتی كه دنیای كودك دنیایی بی نظم و بی قانون است دنیای كودك دنیایی مانند طبیعت وحشی است ..! كودك گاهی آرام است گاهی تند خو گاهی غمگین است اما یك لحظه بعد در اوج شادی اس چون كودك نمی داند چرا غمگین است و شادی و غم هنوز به عنوان  نوعی تفكر و احساس عمیق در وجود او ریشه ندارد . او به كوچكترین بهانه ای چنان نگران می شود كه  اگر فردی پدرش بمیرد ان گونه نیست ...! و در همان حال اگر علت غمباریش رذا حتی اگر شكستن تایر ماشین اسباب بازیش باشد از او بگیری چنان شاد می گردد كه انگارتمام خوشی های دنیا را به او داده اند

متاسفانه دوستان به نكات كودك بودن توجه نكرده اند و بیشتر آنان بدون توجه به بافت فرهنگی جامعه ی ما حتی كوچكترین اشاره ای به شاعران فارس زبان نكرده و همواره از اثار شاعران غرب و اروپا دم می زدند و از آنان نمونه می آوردند  ..! باید به این دوستنان عرض كرد جناب  اینجا ایران است و اینجا كردستان است كودكان ما  درد های خودشان شادی های خودشان را دارند و باید مطابق با زندگیشان شعر سرود برایشان ... مطابق با آموزه های دینی و فرهنگی آنان  داستان فلان نویسنده آلمانی  و ... به درد زمان و جامه و ساختار فكری  همان جامعه می خورد  ما كودكانمان را باید برای كرد زیستن ایرانی زیستن آماده كنیم نه اینكه در جشنواره ای كه می خواهد جای باربی را بگیرد از خالقان باربی تعریف و تجلیل شود ...1

دوستان بسیاری در آن جشنواره معلم ودكان بودند كه حتی از یكی از آنان برای ایراد سخنرانی و استفاده از تجربیات آنان استفاده نشد

در جشنواره چیزی كه وجود نداشت كودك بود و جز چند نفری كه مجبور شده بودند بچه هایشان را با خود بیاورند هیچ كودكی دعوت نشده بود  از هیچ كودكی خواسته نشد كه شعری بخواند از هیچ كودكی تجلیل نشد و شاید تنها كودك موجود كودك درون شاعرانی بود كه فكر می كردند شاعر كودكند و یا دا ورانی بود كه با دنیای كودك با تاسف فراوان  غریب و مهجور بودند .

 

و نكته ی آخر انكه  از فردی دعوت نموده بودند كه جای پای محكمی در سازمان ملل برای كودكان دارد آن هم دبیر كل یونسكو در ایران بود كه متاسفانه در پایان با كمال تعجب نه نشانی از او دیدیم و نه بیانیه ای كه حمایت ایشان را از باوه ژیره نشان دهد و تنها سخنرانی كوتاهی كه آنهم با موارد مخدوش شد ..! و این شاید تنها نصق همه ی جشنواره بود و من به عنوان یكی از حاضران در جلسه  بیشتر به آن سو متوجه بودم و تا آخر نشستم كه ببینم آیا در پایان بحثی از آن خواهد شد آیا دست آوردی از جانب مدیر كل یونسكو و همراهانش به حضار ارائه می شود یانه كه ماسفانه نشد . شاید مانند تمام موارد دیگر این هم تقصیر كمبود وقت بود ..!

بدرود

ف. عباسی  16/  5/  94

 

تاریخ ارسال : نوزدهم مرداد 94 08:42 ق.ظ | نویسنده : فرید عباسی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : بیست و دوم شهریور 94 09:36 ب.ظ
درود استاد موبایل شما چیست 09101001322
09182872622
سپاس از حضورتان

فرید عباسی

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.