تبلیغات
هنر و ادبیات مانا

زندانی / غزل پست مدرن

زندانی / غزل پست مدرن

من طرح سئوالی وسوسه انگیزم

 از نبودن یک همراه  لبریزم

در سکوت پنجره ها هر شب من....

آهسته بر خیال کسی می آویزم

با طپش های زمین هم دردم

پشت یک برگ زرد ...  پاییزم

معنی  خسته شدی..؟  را میدانم

غم نخور... از اینجا بر می خیزیم

از نگاه بلورینت مشکوکم

همیشه با این نگاه می ریزم   ...!

تو رفتی و همدست خیابان شدی

ومن در کوچه ی بن بستِ پرهیزم

 پشت میله های غمت ...  زندانم

راهی نشانم بده من هم بگریزم  ...!

تاریخ ارسال : دوم آبان 92 01:39 ق.ظ | نویسنده : فرید عباسی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.